العلامة المجلسي
260
حياة القلوب ( فارسي )
ومنّت گذاشت بر من پروردگار من وگفت : اى محمد ! من هر پيغمبرى را به زبان امّت أو فرستادم وبر أهل يك زبان فرستادم وتو را بر هر سرخ وسياهى مبعوث گردانيدم وتو را يارى دادم به ترسى كه از تو در دل دشمنان تو افكندم وهيچ پيغمبر ديگر را چنين نكردم ، وغنيمت كافران را بر تو حلال گردانيدم وبراي احدى پيش از تو حلال نكرده بودم بلكه مىبايست غنيمتها كه از كافران بگيرند بسوزانند ، وعطا كردم به تو وامّت تو گنجى از گنجهاى عرش خود را كه آن سورهء فاتحة الكتاب وآيات آخر سورهء بقره است ، وبراي تو وامّت تو جميع زمين را محلّ سجده ونماز گردانيدم بر خلاف امّتهاى گذشته كه مىبايست نماز را در معبدهاى خود بكنند ، وخاك زمين را براي تو پاككننده گردانيدم ، واللّه أكبر را به تو وامّت تو دادم ، وياد تو را به ياد خود مقرون كردم كه هرگاه امّت تو مرا به وحدانيّت ياد كنند تو را به پيغمبرى ياد كنند ، پس طوبى براي تو باد اى محمد وبراي امّت تو « 1 » . ودر حديث معتبر ديگر روايت كرده است كه : گروهى از يهود به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمدند وسؤال كردند كه : به چه سبب تو را محمد واحمد وأبو القاسم وبشير ونذير وداعى ناميدهاند ؟ فرمود كه : مرا « محمد » ناميدند زيرا كه ستايش كرده شدم در زمين ؛ و « احمد » ناميدند براي آنكه مرا ستايش مىكنند در آسمان ؛ و « أبو القاسم » ناميدند براي آنكه حق تعالى در قيامت بهشت وجهنم را به سبب من قسمت مىنمايد ، پس هركه كافر شده است وايمان به من نياورده است از گذشتگان وآيندگان به جهنم مىفرستد وهركه ايمان آورد به من واقرار نمايد به پيغمبرى من أو را داخل بهشت مىگرداند ؛ ومرا « داعى » خوانده است براي آنكه مردم را دعوت مىكنم به دين پروردگار خود ؛ ومرا « نذير » خوانده است براي آنكه مىترسانم به آتش هركه را نافرمانى من كند ؛ و « بشير » ناميد است براي آنكه بشارت مىدهم مطيعان خود را به بهشت « 2 » .
--> ( 1 ) . علل الشرايع 128 ؛ خصال 425 ؛ معاني الأخبار 51 . ( 2 ) . علل الشرايع 127 ؛ امالى شيخ صدوق 158 - 159 ؛ معاني الأخبار 51 .